هستی‌شناسی در علم اطلاعات

 

هستی‌شناسی (Ontology) در علوم رایانه و علوم اطلاعات، توصیف صوری از مجموعه‌ای از مفاهیم یک دامنه و روابط بین آن‌ها است.

به منظور گسترش و کارآیی بیشتر و نیز برآورده نمودن نیازهای وب معنایی، علوم اطلاعات و علوم رایانه به ساخت و ایجاد هستی‌شناسی نیازمند هستند.

همچون بسیاری از زمینه‌ها و شاخه‌های دیگر فلسفه، هستی‌شناسی نیز در سایهٔ پیشرفت‌ها و تحوّلات اخیر در علوم اطلاعات، علوم مخابرات و ارتباطات، علوم رایانه، و محاسبات رواج و رونقی تازه و در سطحی گسترده به‌خود گرفته‌است.

به منظور آغاز به ساخت و گسترش وب معنی‌نگر، باید تا حدّ امکان قادر باشیم تمامی موجودات (entities) و مفاهیم (concepts) و نیز روابط و اتّصالات آن‌ها با یک‌دیگر را به صورت مدل‌هایی مجرد به زبان‌هایی که برای رایانه‌ها قابل درک است بیان نماییم. در علوم رایانه این گونه مدل‌های مجرد ماشینی را هستی‌شناسی نامیده‌اند که برآمده از مفاهیم و ایده‌های قدیمی‌تر و ژرف‌تر آن در فلسفه‌است.

از جملهٔ زمینه‌هایی که به نحوی چشم‌گیر و فعّال به امر طرّاحی، مهندسی، و ایجاد هستی‌شناسی‌های رایانه‌ای و محاسباتی پرداخته‌اند باید علوم پزشکی، بیوانفورماتیک، و به زبانی همه‌گیرتر علوم حیات (Biosciences) را برشمرد.

هر انسان به فراخور محیطی که در آن قرار دارد، نسبت به اشیای پیرامون خود شناخت پیدا می‌کند و این اشیا را به صورت تلویحی دسته‌بندی کرده و روابط بین آن‌ها را مشخص می‌کند. به عبارت غیر دقیق، به شناختی که شخص از پیرامون خود به‌دست می‌آورد هستی‌شناسی گفته می‌شود.یک عامل نرم‌افزاری هم باید درک روشنی از حوزه یا محیط کاری خود داشته باشد. هستی‌شناسی یک عامل نرم‌افزاری نیز به لحاط مفهوم مانند هستی‌شناسی انسان است. در ادبیات وب معنایی هستی‌شناسی عبارت است از بیان دقیق و رسمی خصوصیات تصوری که از دامنه وجود دارد. برای توصیف هستی‌شناسی‌ها، زبان‌های مختلفی ایجاد شده است. ولی در تمام این زبان‌ها دست‌کم یک هستی‌شناسی دارای سه مولفهٔ کلاس، رابطه و نمونه است. هستی‌شناسی‌ها در حقیقت شالودهٔ وب معنایی هستند و وب معنایی فقط با تعریف و استفاده از آن‌هاست که می‌تواند به سرانجام مناسب برسد. با استفاده از هستی‌شناسی‌ها می‌توان دانش موجود در دامنهٔ مورد بحث را به طور رسمی توصیف کرد. در وب معنایی عامل‌های نرم‌افزاری یا به طور کلی ماشین‌ها قادر می‌شوند از این دانش به نحو مطلوب استفاده کنند.

 

تفاوت هستی‌شناسی با رده‌بندی

در هستی‌شناسی واژگان به نحوی آراسته می‌شود که اولاً بیانگر مفاهیم، اشیا و ارتباط بین آن‌ها باشد و ثانیاً رسمی باشد؛ یعنی توسط ماشین قابل فهم باشد. در مقابل هستی‌شناسی، سیستم‌های دیگری برای آرایش نام‌ها وجود دارند که غیر رسمی بوده و برای استفادهٔ مستقیم توسط انسان، مناسبند. یکی از این سیستم‌ها، رده‌بندیاست. رده‌بندی عبارتست از سیستمی که اشیا یا موجودات را بر اساس خصوصیات و روابط طبیعی و ذاتی آن‌ها در گروه‌هایی سازمان‌دهی می‌کند. یکی از کاربردهای رایج آن، رده‌بندی موجودات زنده است که توسط زیست شناسان انجام شده است. در رده‌بندی، نام‌ها بصورت سلسله مراتبی سازمان دهی می‌شوند و بین آن‌ها صرفاً رابطهٔ پدر-فرزند یا همان رابطهٔ تعمیم ، به رسمیت شناخته می‌شود و از مابقی رابطه‌ها مانند علت-معلول، بخشی-از و مربوط با صرف نظر می‌شود. این ویژگی محدودیت‌های زیادی را به سیستم رده‌بندی تحمیل می‌کند. مهم‌ترین محدودیت اینست که برای اشیای رده‌بندی شده نمی‌توان ترتیبی اتخاذ کرد که صفات آن‌ها هم در آن سازمان دهی بگنجد؛ زیرا که رابطهٔ بین یک شیء به یکی از صفاتش یقیناً رابطهٔ پدر-فرزندی نیست. در مقایسه با رده‌بندی، در هستی‌شناسی انواع روابط قابل تعریف است و بنا به ماهیت یک مفهوم یا شیء، می‌توان صفات آن را نیز به‌ساختار مطلوب سازمان‌دهی کرد. در شکل زیر موقعیت یوزپلنگ ایرانی در رده‌بنده موجودات زنده نشان داده شده است. در این شکل هر رده با یک مستطیل احاطه گردیدهاست.

منبع نوشته : ویکی پدیا

نوشته‌های مرتبط

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *